لغات ۵۰۴، با معنی و مثال و صدا.
روزی یک واحد، و مروری که یادت نگه میدارد.
۵۰۴ کلمهٔ ضروری همان فهرستِ معروف است — کلمههایی که بی آنها هیچ متنِ انگلیسی کامل خوانده نمیشود. در موکو هر کلمه معنیِ فارسی، یک جملهٔ نمونه و صدا دارد، و بعد از یاد گرفتن به جعبهٔ مرور میرود تا درست وقتی که داری فراموشش میکنی برگردد.
- ۴۲ واحدِ دوازدهکلمهای، ۵۰۴ کلمه، بی تکرار
- هر کلمه: معنیِ فارسی، جملهٔ نمونه با ترجمه، و صدا
- مرورِ لایتنر: کلمه همان روزی برمیگردد که داری فراموشش میکنی
چطور کار میکند؟
یاد بده، بشناس، به یاد بیاور
هر واحد سه قدم دارد: اول هر کلمه را با معنی و مثالش میبینی و میشنوی، بعد کلمهها را با معنیشان جفت میکنی، و آخر از حافظه انتخاب میکنی. ترتیبش عمدی است — جفت کردنِ کلمهای که هرگز ندیدهای حدس است، نه یادگیری.
معنیها با مثال جور است
فهرستِ کلمهها همان فهرستِ کتاب است، ولی معنیها و جملهها از نو نوشته شدهاند و یکییکی خوانده شدهاند تا معنیِ فارسی همانی باشد که جملهٔ نمونه نشان میدهد.
بعد از ۵۰۴: ۱۱۰۰ واژه
کسی که واحدِ چهلودوم را تمام میکند میپرسد «بعدش چه؟». جوابش بستهٔ ۱۱۰۰ واژه است، از همان نویسنده و برای همان کسی که ۵۰۴ را تمام کرده.
لغات ۵۰۴، درسِ اول
۱۲ کلمه، با معنیِ فارسی و جملهٔ نمونه — همانطور که در اپ میبینی و میشنوی.
| کلمه | معنی | مثال |
|---|---|---|
| abandon | رها کردن | Don't abandon your plan.نقشهات را رها نکن. |
| keen | مشتاق، تیز | She has a keen mind.ذهنِ تیزی دارد. |
| jealous | حسود | He was jealous of my car.به ماشینم حسودی میکرد. |
| tact | نزاکت، سنجیدهگویی | Say it with tact.با نزاکت بگو. |
| oath | سوگند | He took an oath in court.در دادگاه سوگند خورد. |
| vacant | خالی | The seat is vacant.صندلی خالی است. |
| hardship | سختی | They lived through hardship.سختی را از سر گذراندند. |
| gallant | دلیر، جوانمرد | It was a gallant rescue.نجاتِ دلیرانهای بود. |
| data | دادهها | We need more data.دادهٔ بیشتری لازم داریم. |
| unaccustomed | ناآشنا، عادتنکرده | I'm unaccustomed to the cold.به سرما عادت ندارم. |
| bachelor | مردِ مجرد | He is still a bachelor.هنوز مجرد است. |
| qualify | واجدِ شرایط شدن | You qualify for the job.شرایطِ این کار را داری. |
همهٔ ۴۲ درسِ لغات ۵۰۴
هر درس یک صفحه دارد، با همهٔ کلمهها، معنی و مثال.
- درسِ ۱abandon, keen, jealous
- درسِ ۲corpse, conceal, dismal
- درسِ ۳typical, minimum, scarce
- درسِ ۴vapor, eliminate, villain
- درسِ ۵tradition, rural, burden
- درسِ ۶approach, detect, defect
- درسِ ۷postpone, consent, massive
- درسِ ۸exaggerate, amateur, mediocre
- درسِ ۹vicinity, century, rage
- درسِ ۱۰excel, feminine, mount
- درسِ ۱۱evidence, vision, solitary
- درسِ ۱۲abolish, ignite, population
- درسِ ۱۳journalist, famine, revive
- درسِ ۱۴rival, unruly, violent
- درسِ ۱۵expand, alter, mature
- درسِ ۱۶surpass, slender, doubt
- درسِ ۱۷appeal, addict, wary
- درسِ ۱۸tragedy, pedestrian, glance
- درسِ ۱۹harvest, abundant, uneasy
- درسِ ۲۰emerge, jagged, linger
- درسِ ۲۱plea, weary, collide
- درسِ ۲۲warden, acknowledge, justice
- درسِ ۲۳reptile, rarely, forbid
- درسِ ۲۴fierce, detest, sneer
- درسِ ۲۵architect, matrimony, baggage
- درسِ ۲۶possible, compel, awkward
- درسِ ۲۷despite, disrupt, rash
- درسِ ۲۸outlaw, promote, undernourished
- درسِ ۲۹toil, blunder, daze
- درسِ ۳۰depict, mortal, novel
- درسِ ۳۱commuter, confine, idle
- درسِ ۳۲refer, distress, diminish
- درسِ ۳۳volunteer, prejudice, shrill
- درسِ ۳۴candidate, precede, adolescent
- درسِ ۳۵vague, elevate, lottery
- درسِ ۳۶prompt, hasty, scorch
- درسِ ۳۷heir, majestic, dwindle
- درسِ ۳۸biography, drench, swarm
- درسِ ۳۹unearth, depart, coincide
- درسِ ۴۰epidemic, obesity, magnify
- درسِ ۴۱complacent, wasp, rehabilitate
- درسِ ۴۲maintain, snub, endure
سؤالهای پرتکرار
موکو ۸ زبان را از A1 تا C1 درس میدهد، با توضیحِ فارسی.
برای خواندنِ ۵۰۴ در موکو کتابش را لازم دارم؟
نه. هر کلمه با معنیِ فارسی، جملهٔ نمونه و صدا در خودِ اپ است.
روزی چند واحد بخوانم؟
یک واحد — دوازده کلمه — برای بیشترِ آدمها کافی است. مهمتر از سرعت این است که مرورهای روزانه را جا نیندازی؛ آنها کلمهها را نگه میدارند.
لغات ۵۰۴ در موکو رایگان است؟
واحدِ اول رایگان است تا ببینی چه شکلی است. باقیِ واحدها با اشتراکِ موکو باز میشوند — همان اشتراکی که همهٔ دورهها را باز میکند.
۵۰۴ برای چه سطحی مناسب است؟
کلمههایش برای کسی است که انگلیسیِ پایه را بلد است و میخواهد متنِ واقعی بخواند — معمولاً از حدودِ A2 به بعد.
بیشتر بخوان
قدمِ بعدی، مالِ توست.