لغات ۵۰۴، درسِ ۴۰
۱۲ کلمه با معنیِ فارسی و مثال.
کلمههای درسِ ۴۰ لغات ۵۰۴، هر کدام با معنیِ فارسی و یک جملهٔ نمونه با ترجمه. در اپِ موکو صدای هر کلمه را میشنوی، آن را با معنیاش جفت میکنی و از حافظه به یاد میآوری — و بعد مرورِ فاصلهدار درست وقتی برش میگرداند که داری فراموشش میکنی.
| کلمه | معنی | مثال |
|---|---|---|
| epidemic | همهگیری | The epidemic spread quickly.همهگیری تند پخش شد. |
| obesity | چاقیِ مفرط | Obesity is a growing problem.چاقیِ مفرط مشکلی روبهرشد است. |
| magnify | بزرگنمایی کردن | This lens magnifies the text.این عدسی متن را بزرگ میکند. |
| chiropractor | درمانگرِ ستون فقرات | A chiropractor treated my back.درمانگرِ ستون فقراتی کمرم را درمان کرد. |
| obstacle | مانع | Money was the only obstacle.پول تنها مانع بود. |
| ventilate | تهویه کردن | Open a window to ventilate the room.پنجره را باز کن تا اتاق تهویه شود. |
| jeopardize | به خطر انداختن | Don't jeopardize your health.سلامتیات را به خطر ننداز. |
| negative | منفی | The test was negative.آزمایش منفی بود. |
| pension | حقوقِ بازنشستگی | He lives on a small pension.با حقوقِ بازنشستگیِ کمی زندگی میکند. |
| vital | حیاتی | Water is vital for life.آب برای زندگی حیاتی است. |
| municipal | شهرداری، شهری | The municipal pool opens in June.استخرِ شهرداری خرداد باز میشود. |
| oral | شفاهی، دهانی | We had an oral exam.امتحانِ شفاهی داشتیم. |
قدمِ بعدی، مالِ توست.