رفتن به محتوای اصلی

لغات ۵۰۴، درسِ ۴۱
۱۲ کلمه با معنیِ فارسی و مثال.

کلمه‌های درسِ ۴۱ لغات ۵۰۴، هر کدام با معنیِ فارسی و یک جملهٔ نمونه با ترجمه. در اپِ موکو صدای هر کلمه را می‌شنوی، آن را با معنی‌اش جفت می‌کنی و از حافظه به یاد می‌آوری — و بعد مرورِ فاصله‌دار درست وقتی برش می‌گرداند که داری فراموشش می‌کنی.

کلمهمعنیمثال
complacentاز خود راضیDon't get complacent after one win.با یک برد از خود راضی نشو.
waspزنبورِ سرخA wasp stung my arm.زنبورِ سرخی بازویم را نیش زد.
rehabilitateتوان‌بخشی کردنThe center rehabilitates injured birds.مرکز پرنده‌های زخمی را توان‌بخشی می‌کند.
paroleآزادیِ مشروطHe was released on parole.با آزادیِ مشروط آزاد شد.
verticalعمودیDraw a vertical line here.اینجا خطی عمودی بکش.
multitudeانبوهِ جمعیتA multitude filled the square.انبوهی از مردم میدان را پر کردند.
nominateنامزد کردنThey nominated her for the prize.او را نامزدِ جایزه کردند.
potentialتوانِ بالقوهThis player has great potential.این بازیکن توانِ زیادی دارد.
morgueسردخانهThe body was taken to the morgue.جسد به سردخانه برده شد.
preoccupiedذهن‌مشغولHe seemed preoccupied all evening.تمامِ عصر ذهن‌مشغول به نظر می‌رسید.
upholsteryروکشِ مبلThe upholstery is torn.روکشِ مبل پاره است.
indifferenceبی‌تفاوتیHis indifference hurt her.بی‌تفاوتی‌اش او را آزرد.

قدمِ بعدی، مالِ توست.

درسِ ۴۱ را در موکو تمرین کن، تا یادت بماند.

رایگان شروع کن
چند دقیقه طول می‌کشد، و رایگان است.