سطحهای زبان A1 تا C1: هر سطح یعنی چه؟
«سطحت چنده؟» سؤالی است که هر کس زبان میخواند دیر یا زود میشنود، و جوابش معمولاً یکی از این کدهاست: A1، A2، B1، B2، C1 یا C2. این کدها از چارچوبِ مشترکِ اروپایی برای زبانها (CEFR) میآیند و برای همهٔ زبانها یکیاند. در این نوشته میبینی هر سطح در زندگیِ واقعی یعنی چه، سطحِ خودت را چطور تخمین بزنی و رفتن از یک سطح به سطحِ بعد چقدر وقت میبرد.
چارچوبِ CEFR چیست و چرا مهم است
CEFR سطح را با نمره یا تعدادِ کتابهایی که خواندهای نمیسنجد؛ با کارهایی میسنجد که با زبان از دستت برمیآید. توضیحِ هر سطح با جملههایی مثلِ «میتوانم...» نوشته شده است: میتوانم خودم را معرفی کنم، میتوانم دربارهٔ تجربهای حرف بزنم، میتوانم مقالهای تخصصی را بفهمم.
شش سطح در سه گروه قرار میگیرند: A برای کاربرِ مبتدی، B برای کاربرِ مستقل و C برای کاربرِ ماهر. چون این چارچوب به زبانِ خاصی بسته نیست، B1 در انگلیسی و B1 در آلمانی یا کرهای تقریباً یک معنا دارند.
هر سطح در عمل یعنی چه
A1: شروع
میتوانی خودت را معرفی کنی، اسم و شهرت را بگویی، عدد و ساعت را بفهمی و در کافه چیزی سفارش بدهی؛ به شرطی که طرفِ مقابل آهسته و ساده حرف بزند. جملههایت کوتاهاند: I'm Sara. I'm from Shiraz. A coffee, please.
A2: کارهای روزمره
از پسِ موقعیتهای آشنا برمیآیی: خرید، پرسیدنِ آدرس، گرفتنِ وقت، حرف زدن دربارهٔ خانواده و کار. میتوانی دربارهٔ گذشته هم کمی بگویی، مثلاً Last weekend I visited my aunt. ولی اگر صحبت از مسیرِ آشنا بیرون برود، زود گیر میکنی.
B1: مستقل شدن
B1 یعنی چه؟ یعنی در سفر بیشترِ موقعیتها را خودت حل میکنی، دربارهٔ تجربهها، برنامهها و نظرت حرف میزنی و دلیل میآوری؛ حتی اگر با مکث و اشتباه. اصلِ حرفِ یک گفتوگوی روشن دربارهٔ موضوعِ آشنا را میگیری. خیلیها B1 را نقطهای میدانند که زبان از «درس» به «ابزار» تبدیل میشود.
B2: راحت و روان
با سخنگویِ بومی بدونِ اینکه هر دو طرف اذیت شوند گفتوگو میکنی، از نظرت دفاع میکنی، خبر و فیلمِ معمولی را تا حدِ زیادی میفهمی و متنِ نسبتاً پیچیدهای دربارهٔ موضوعِ آشنا میخوانی. هنوز اشتباه داری، اما اشتباههایت معمولاً جلوی فهمیده شدن را نمیگیرند.
C1: ماهر
متنهای بلند و سخت را میفهمی، معنای ضمنی را میگیری و برای کار، دانشگاه یا جمعِ دوستان راحت و انعطافپذیر حرف میزنی. دنبالِ کلمه گشتن کم پیش میآید و میتوانی لحنت را با موقعیت عوض کنی؛ رسمی در جلسه، خودمانی با دوست.
C2: تسلط
تقریباً هر چیزی را که میشنوی یا میخوانی بیزحمت میفهمی و ظرافتهای معنا را دقیق بیان میکنی. C2 سطحی است که بیشترِ زبانآموزها هیچوقت به آن نیاز پیدا نمیکنند؛ برای کار و زندگی در کشوری دیگر، معمولاً B2 یا C1 کافی است.
سطح در همهٔ مهارتها یکسان نیست. کم پیش نمیآید که کسی در خواندن B2 باشد و در حرف زدن A2؛ چون سالها خوانده ولی کم حرف زده است.
تعیین سطح زبان: سطحِ خودت را چطور بفهمی
سادهترین راه این است که توضیحهای بالا را بخوانی و صادقانه از خودت بپرسی کدام کارها واقعاً از دستت برمیآید؛ نه آنچه در کتاب خواندهای، بلکه آنچه اگر همین الان لازم شود انجامش میدهی.
- یک دقیقه بلند دربارهٔ آخرِ هفتهات حرف بزن. اگر جملهها پشتِ هم میآیند و از گذشته استفاده میکنی، احتمالاً از A2 بالاتری.
- یک ویدیوی کوتاه بدونِ زیرنویس ببین. اگر اصلِ حرف را میگیری، به B1 نزدیکی؛ اگر جزئیات را هم میگیری، به B2.
- یک خبرِ کوتاه بخوان و خلاصهاش را بنویس. اگر بدونِ دیکشنری از پسش برمیآیی، نشانهٔ خوبی است.
راهِ دقیقترش یک آزمونِ تعیینِ سطحِ کوتاه است. آزمونِ تعیینِ سطحِ موکو با چند سؤالِ کوتاه پیدا میکند از کدام فصل شروع کنی. هیچوقت عقبت نمیبرد و بعداً هم میتوانی دوباره امتحانش کنی.
از A1 تا B2 چقدر طول میکشد؟
جوابِ صادقانه این است: بستگی دارد. چند چیز سرعتت را تعیین میکند: هفتهای چند ساعت واقعاً با زبان کار میکنی، چقدر میشنوی و حرف میزنی، و زبانِ مقصد چقدر با فارسی یا زبانهایی که از قبل بلدی فاصله دارد.
مؤسسههایی مثلِ کمبریج برای رسیدن به هر سطح تخمینی از «ساعتهای یادگیریِ هدایتشده» دادهاند؛ ولی اینها عددهای حدودیاند، از منبعی به منبعِ دیگر فرق میکنند و برای زبانآموزِ معمولی، نه برای تو. چیزی که تقریباً همه رویش توافق دارند این است که هر سطح از سطحِ قبلی وقتِ بیشتری میبرد. رفتن از A1 به A2 سریع اتفاق میافتد؛ رفتن از B2 به C1 خیلی کُندتر.
- با تمرینِ کوتاهِ روزانه، رسیدن به A2 معمولاً کارِ چند ماه است.
- از صفر تا B1 برای بیشترِ آدمها چیزی بینِ چند ماهِ پرکار تا یکی دو سال است.
- B2 معمولاً یک یا چند سال تمرینِ پیوسته لازم دارد، بهخصوص اگر حرف زدن هم بخشی از هدفت باشد.
زبان هم مهم است. برای فارسیزبان، خواندنِ عربی به لطفِ خطِ آشنا زودتر راه میافتد، ترکی ساختارِ جملهای دارد که از فارسی چندان دور نیست، و برای کرهای باید از صفر با خطی تازه شروع کنی. آلمانی هم دستورِ پرجزئیاتی دارد که اولش وقت میگیرد. برای همین مقایسهٔ سرعتِ خودت با دیگران، بهخصوص با کسی که زبانِ دیگری میخواند، چیزِ زیادی به تو نمیگوید.
بهجای اینکه بپرسی «کِی به B2 میرسم؟»، بپرس «این هفته چه کاری را میتوانم بکنم که هفتهٔ پیش نمیتوانستم؟». پیشرفت در زبان از همین قدمهای کوچک ساخته میشود.
سطحها و آزمونهای زبان
بیشترِ آزمونهای معروف نتیجهشان را به سطحهای CEFR ربط میدهند. بعضی مثلِ آزمونهای گوته برای آلمانی، برای هر سطح آزمونِ جدا دارند؛ مثلاً Goethe-Zertifikat B1. بعضی دیگر مثلِ IELTS یا TOEFL مقیاسِ نمرهٔ خودشان را دارند و جدولهایی منتشر شده که هر بازهٔ نمره را با یک سطح مقایسه میکند.
ولی سطح و نمرهٔ آزمون یکی نیستند. آزمون مهارتهای مشخصی را در قالبِ مشخصی میسنجد و آمادگی برایش مهارتِ جدایی است: آشنایی با شکلِ سؤالها، مدیریتِ زمان و نوشتنِ جوابِ قالبی. کسی که برای آزمون آماده شده لزوماً در خیابان راحتتر حرف نمیزند، و برعکس.
اگر آزمون در پیش داری، به منابعِ مخصوصِ همان آزمون هم نیاز داری. موکو برای آمادگیِ آزمون ساخته نشده؛ کارش این است که زبان را برای استفادهٔ واقعی بالا ببرد، که پایهٔ هر آزمونی هم هست.
سطحها در موکو
هر دورهٔ موکو شصت فصل دارد که از A1 شروع میشود و تا C1 میرود. هر فصل پنج درسِ کوتاه دارد و سه صحنهٔ تمرینِ زنده، مثلِ کافه، مطب یا فرودگاه، که در آن بدونِ متنِ آماده حرف میزنی و موکو جوابت را میدهد. یعنی هر سطح فقط با خواندن رد نمیشود؛ با شنیدن و گفتن هم تمرین میشود.
اگر نمیدانی از کجا شروع کنی، صفحهٔ آموزش انگلیسی یا آموزش آلمانی را ببین. اگر هم هنوز شک داری که خواندنِ زبان در خانه اصلاً جواب میدهد یا نه، نوشتهٔ یادگیری انگلیسی در خانه را بخوان.