لغات ۵۰۴، درسِ ۳۹
۱۲ کلمه با معنیِ فارسی و مثال.
کلمههای درسِ ۳۹ لغات ۵۰۴، هر کدام با معنیِ فارسی و یک جملهٔ نمونه با ترجمه. در اپِ موکو صدای هر کلمه را میشنوی، آن را با معنیاش جفت میکنی و از حافظه به یاد میآوری — و بعد مرورِ فاصلهدار درست وقتی برش میگرداند که داری فراموشش میکنی.
| کلمه | معنی | مثال |
|---|---|---|
| unearth | از خاک درآوردن، کشف کردن | They unearthed an old coin.سکهای قدیمی از خاک درآوردند. |
| depart | عزیمت کردن | The train departs at six.قطار ساعتِ شش حرکت میکند. |
| coincide | همزمان شدن | The two events coincided.آن دو رویداد همزمان شدند. |
| cancel | لغو کردن | They canceled the flight.پرواز را لغو کردند. |
| debtor | بدهکار | The debtor asked for more time.بدهکار مهلتِ بیشتری خواست. |
| legible | خوانا | His writing is barely legible.خطش بهزحمت خواناست. |
| placard | پلاکارد، تابلو | They carried a large placard.پلاکاردِ بزرگی حمل میکردند. |
| contagious | مسری | The disease is contagious.بیماری مسری است. |
| clergy | روحانیون | The clergy spoke at the funeral.روحانیون در مراسم سخن گفتند. |
| customary | مرسوم | It is customary to tip here.اینجا انعام دادن مرسوم است. |
| transparent | شفاف | The box is transparent.جعبه شفاف است. |
| scald | با آبِ جوش سوزاندن | Hot milk can scald you.شیرِ داغ میتواند بسوزاندت. |
قدمِ بعدی، مالِ توست.