لغات ۵۰۴، درسِ ۲۲
۱۲ کلمه با معنیِ فارسی و مثال.
کلمههای درسِ ۲۲ لغات ۵۰۴، هر کدام با معنیِ فارسی و یک جملهٔ نمونه با ترجمه. در اپِ موکو صدای هر کلمه را میشنوی، آن را با معنیاش جفت میکنی و از حافظه به یاد میآوری — و بعد مرورِ فاصلهدار درست وقتی برش میگرداند که داری فراموشش میکنی.
| کلمه | معنی | مثال |
|---|---|---|
| warden | زندانبان، سرپرست | The warden opened the gate.زندانبان در را باز کرد. |
| acknowledge | پذیرفتن، اذعان کردن | He acknowledged his mistake.به اشتباهش اذعان کرد. |
| justice | عدالت | They asked for justice.خواهانِ عدالت بودند. |
| delinquent | خلافکار، بزهکار | The delinquent boy was warned.به پسرِ بزهکار اخطار دادند. |
| reject | رد کردن | They rejected my offer.پیشنهادم را رد کردند. |
| deprive | محروم کردن | Don't deprive him of sleep.او را از خواب محروم نکن. |
| spouse | همسر | Bring your spouse along.همسرت را هم بیاور. |
| vocation | حرفه، شغل | Teaching is his vocation.معلمی حرفهاش است. |
| unstable | ناپایدار | The ladder is unstable.نردبان ناپایدار است. |
| homicide | آدمکشی، قتل | The case was a homicide.پرونده یک قتل بود. |
| penalize | جریمه کردن | The referee penalized our team.داور تیمِ ما را جریمه کرد. |
| beneficiary | ذینفع | His son is the beneficiary.پسرش ذینفع است. |
قدمِ بعدی، مالِ توست.