لغات ۵۰۴، درسِ ۲۱
۱۲ کلمه با معنیِ فارسی و مثال.
کلمههای درسِ ۲۱ لغات ۵۰۴، هر کدام با معنیِ فارسی و یک جملهٔ نمونه با ترجمه. در اپِ موکو صدای هر کلمه را میشنوی، آن را با معنیاش جفت میکنی و از حافظه به یاد میآوری — و بعد مرورِ فاصلهدار درست وقتی برش میگرداند که داری فراموشش میکنی.
| کلمه | معنی | مثال |
|---|---|---|
| plea | التماس، درخواست | She made a plea for mercy.درخواستِ بخشش کرد. |
| weary | خسته | I'm weary of this argument.از این بحث خستهام. |
| collide | برخورد کردن | Two cars collided at the corner.دو ماشین سرِ نبش برخورد کردند. |
| confirm | تأیید کردن | Please confirm your booking.لطفاً رزروت را تأیید کن. |
| verify | راستیآزمایی کردن | We must verify the facts.باید حقایق را راستیآزمایی کنیم. |
| anticipate | پیشبینی کردن، انتظار داشتن | We anticipate a busy week.انتظارِ هفتهای شلوغ داریم. |
| dilemma | دوراهی | I'm in a real dilemma.سرِ یک دوراهیِ واقعیام. |
| detour | مسیرِ انحرافی | We took a long detour.مسیرِ انحرافیِ درازی رفتیم. |
| merit | شایستگی، ارزش | The plan has merit.این نقشه ارزش دارد. |
| transmit | منتقل کردن | The radio transmits the signal.رادیو سیگنال را منتقل میکند. |
| relieve | تسکین دادن | This pill relieves the pain.این قرص درد را تسکین میدهد. |
| baffle | گیج کردن | The question baffled everyone.سؤال همه را گیج کرد. |
قدمِ بعدی، مالِ توست.