لغات ۵۰۴، درسِ ۲۰
۱۲ کلمه با معنیِ فارسی و مثال.
کلمههای درسِ ۲۰ لغات ۵۰۴، هر کدام با معنیِ فارسی و یک جملهٔ نمونه با ترجمه. در اپِ موکو صدای هر کلمه را میشنوی، آن را با معنیاش جفت میکنی و از حافظه به یاد میآوری — و بعد مرورِ فاصلهدار درست وقتی برش میگرداند که داری فراموشش میکنی.
| کلمه | معنی | مثال |
|---|---|---|
| emerge | پدیدار شدن | The sun emerged from the clouds.خورشید از میانِ ابرها پدیدار شد. |
| jagged | دندانهدار، ناهموار | The rock had a jagged edge.صخره لبهای ناهموار داشت. |
| linger | درنگ کردن، ماندگار شدن | The smell lingered for hours.بو ساعتها ماند. |
| ambush | کمین | They fell into an ambush.در کمین افتادند. |
| crafty | زیرک، حیلهگر | The fox is crafty.روباه حیلهگر است. |
| defiant | سرکش، گستاخ | He gave a defiant answer.جوابِ گستاخانهای داد. |
| vigor | نیرو، سرزندگی | She works with vigor.با سرزندگی کار میکند. |
| perish | هلاک شدن | Many plants perished in the frost.بسیاری از گیاهان در سرما هلاک شدند. |
| fragile | شکننده | This glass is fragile.این شیشه شکننده است. |
| captive | اسیر | The bird was kept captive.پرنده اسیر نگه داشته شده بود. |
| prosper | شکوفا شدن، رونق گرفتن | The town prospered after the road opened.شهر بعد از باز شدنِ جاده رونق گرفت. |
| devour | بلعیدن | He devoured the whole pizza.کلِ پیتزا را بلعید. |
قدمِ بعدی، مالِ توست.