لغات ۵۰۴، درسِ ۵
۱۲ کلمه با معنیِ فارسی و مثال.
کلمههای درسِ ۵ لغات ۵۰۴، هر کدام با معنیِ فارسی و یک جملهٔ نمونه با ترجمه. در اپِ موکو صدای هر کلمه را میشنوی، آن را با معنیاش جفت میکنی و از حافظه به یاد میآوری — و بعد مرورِ فاصلهدار درست وقتی برش میگرداند که داری فراموشش میکنی.
| کلمه | معنی | مثال |
|---|---|---|
| tradition | سنت | It's a family tradition.سنتِ خانوادگی است. |
| rural | روستایی | She grew up in a rural town.در شهرکی روستایی بزرگ شد. |
| burden | بار، سربار | I don't want to be a burden.نمیخواهم سربار باشم. |
| campus | محوطهٔ دانشگاه | The library is on campus.کتابخانه در محوطهٔ دانشگاه است. |
| majority | اکثریت | The majority voted yes.اکثریت رأیِ مثبت دادند. |
| assemble | سرِ هم کردن، گرد آمدن | We assembled the desk in an hour.میز را یکساعته سرِ هم کردیم. |
| explore | کاوش کردن، گشتن | Let's explore the old city.بیا شهرِ قدیم را بگردیم. |
| topic | موضوع | Please change the topic.لطفاً موضوع را عوض کن. |
| debate | بحث، مناظره | They had a long debate.بحثِ طولانیای داشتند. |
| evade | طفره رفتن از | He evaded my question.از سؤالم طفره رفت. |
| probe | موشکافی کردن | Reporters probed the story.خبرنگارها ماجرا را موشکافی کردند. |
| reform | اصلاح کردن | They promised to reform the law.قول دادند قانون را اصلاح کنند. |
قدمِ بعدی، مالِ توست.