لغات ۵۰۴، درسِ ۳
۱۲ کلمه با معنیِ فارسی و مثال.
کلمههای درسِ ۳ لغات ۵۰۴، هر کدام با معنیِ فارسی و یک جملهٔ نمونه با ترجمه. در اپِ موکو صدای هر کلمه را میشنوی، آن را با معنیاش جفت میکنی و از حافظه به یاد میآوری — و بعد مرورِ فاصلهدار درست وقتی برش میگرداند که داری فراموشش میکنی.
| کلمه | معنی | مثال |
|---|---|---|
| typical | معمول، نوعی | That's a typical answer.جوابِ معمولی است. |
| minimum | حداقل | The minimum age is sixteen.حداقلِ سن شانزده است. |
| scarce | کمیاب | Water is scarce here.آب اینجا کمیاب است. |
| annual | سالانه | It's an annual meeting.جلسهای سالانه است. |
| persuade | متقاعد کردن | I persuaded him to stay.متقاعدش کردم بماند. |
| essential | ضروری | Sleep is essential.خواب ضروری است. |
| blend | مخلوط کردن | Blend the two colors.دو رنگ را مخلوط کن. |
| visible | قابلِ دیدن | The stars are visible tonight.امشب ستارهها پیدا هستند. |
| expensive | گران | This phone is too expensive.این گوشی خیلی گران است. |
| talent | استعداد | She has a talent for music.استعدادِ موسیقی دارد. |
| devise | ابداع کردن | They devised a new plan.نقشهٔ تازهای ابداع کردند. |
| wholesale | عمدهفروشی | We buy it wholesale.عمده میخریمش. |
قدمِ بعدی، مالِ توست.