لغات ۵۰۴، درسِ ۲
۱۲ کلمه با معنیِ فارسی و مثال.
کلمههای درسِ ۲ لغات ۵۰۴، هر کدام با معنیِ فارسی و یک جملهٔ نمونه با ترجمه. در اپِ موکو صدای هر کلمه را میشنوی، آن را با معنیاش جفت میکنی و از حافظه به یاد میآوری — و بعد مرورِ فاصلهدار درست وقتی برش میگرداند که داری فراموشش میکنی.
| کلمه | معنی | مثال |
|---|---|---|
| corpse | جسد | They found a corpse.جسدی پیدا کردند. |
| conceal | پنهان کردن | He couldn't conceal his joy.نتوانست شادیاش را پنهان کند. |
| dismal | دلگیر | What a dismal day.چه روزِ دلگیری. |
| frigid | بسیار سرد | The water was frigid.آب یخ بود. |
| inhabit | ساکن بودن در | Few people inhabit the island.آدمِ کمی در جزیره ساکن است. |
| numb | بیحس | My fingers are numb.انگشتهایم بیحساند. |
| peril | خطر | The ship was in peril.کشتی در خطر بود. |
| recline | لم دادن | He reclined on the sofa.روی مبل لم داد. |
| shriek | جیغ کشیدن | She shrieked at the noise.از صدا جیغ کشید. |
| sinister | شوم | He had a sinister smile.لبخندِ شومی داشت. |
| tempt | وسوسه کردن | Don't tempt me with cake.با کیک وسوسهام نکن. |
| wager | شرط بستن | I'll wager ten dollars.ده دلار شرط میبندم. |
قدمِ بعدی، مالِ توست.