لغات ۵۰۴، درسِ ۱
۱۲ کلمه با معنیِ فارسی و مثال.
کلمههای درسِ ۱ لغات ۵۰۴، هر کدام با معنیِ فارسی و یک جملهٔ نمونه با ترجمه. در اپِ موکو صدای هر کلمه را میشنوی، آن را با معنیاش جفت میکنی و از حافظه به یاد میآوری — و بعد مرورِ فاصلهدار درست وقتی برش میگرداند که داری فراموشش میکنی.
| کلمه | معنی | مثال |
|---|---|---|
| abandon | رها کردن | Don't abandon your plan.نقشهات را رها نکن. |
| keen | مشتاق، تیز | She has a keen mind.ذهنِ تیزی دارد. |
| jealous | حسود | He was jealous of my car.به ماشینم حسودی میکرد. |
| tact | نزاکت، سنجیدهگویی | Say it with tact.با نزاکت بگو. |
| oath | سوگند | He took an oath in court.در دادگاه سوگند خورد. |
| vacant | خالی | The seat is vacant.صندلی خالی است. |
| hardship | سختی | They lived through hardship.سختی را از سر گذراندند. |
| gallant | دلیر، جوانمرد | It was a gallant rescue.نجاتِ دلیرانهای بود. |
| data | دادهها | We need more data.دادهٔ بیشتری لازم داریم. |
| unaccustomed | ناآشنا، عادتنکرده | I'm unaccustomed to the cold.به سرما عادت ندارم. |
| bachelor | مردِ مجرد | He is still a bachelor.هنوز مجرد است. |
| qualify | واجدِ شرایط شدن | You qualify for the job.شرایطِ این کار را داری. |
قدمِ بعدی، مالِ توست.