لغات ۵۰۴، درسِ ۳۵
۱۲ کلمه با معنیِ فارسی و مثال.
کلمههای درسِ ۳۵ لغات ۵۰۴، هر کدام با معنیِ فارسی و یک جملهٔ نمونه با ترجمه. در اپِ موکو صدای هر کلمه را میشنوی، آن را با معنیاش جفت میکنی و از حافظه به یاد میآوری — و بعد مرورِ فاصلهدار درست وقتی برش میگرداند که داری فراموشش میکنی.
| کلمه | معنی | مثال |
|---|---|---|
| vague | مبهم | His answer was vague.جوابش مبهم بود. |
| elevate | بالا بردن | Elevate your leg on a pillow.پایت را روی بالش بالا ببر. |
| lottery | قرعهکشی، بختآزمایی | She won the lottery.در بختآزمایی برنده شد. |
| finance | تأمینِ مالی کردن | The bank financed the project.بانک پروژه را تأمینِ مالی کرد. |
| obtain | به دست آوردن | Where did you obtain this?این را از کجا به دست آوردی؟ |
| cinema | سینما | We met outside the cinema.بیرونِ سینما همدیگر را دیدیم. |
| event | رویداد | It was a big event.رویدادِ بزرگی بود. |
| discard | دور انداختن | Discard the broken parts.قطعههای شکسته را دور بینداز. |
| soar | اوج گرفتن | Prices soared last year.قیمتها پارسال اوج گرفتند. |
| subsequent | بعدی، پیامد | The subsequent days were calm.روزهای بعدی آرام بودند. |
| relate | تعریف کردن، نقل کردن | He related the whole story.کلِ ماجرا را تعریف کرد. |
| stationary | ثابت، بیحرکت | The car stayed stationary.ماشین بیحرکت ماند. |
قدمِ بعدی، مالِ توست.