لغات ۵۰۴، درسِ ۳۶
۱۲ کلمه با معنیِ فارسی و مثال.
کلمههای درسِ ۳۶ لغات ۵۰۴، هر کدام با معنیِ فارسی و یک جملهٔ نمونه با ترجمه. در اپِ موکو صدای هر کلمه را میشنوی، آن را با معنیاش جفت میکنی و از حافظه به یاد میآوری — و بعد مرورِ فاصلهدار درست وقتی برش میگرداند که داری فراموشش میکنی.
| کلمه | معنی | مثال |
|---|---|---|
| prompt | فوری، بهموقع | Thank you for your prompt reply.از جوابِ بهموقعت ممنونم. |
| hasty | شتابزده | It was a hasty decision.تصمیمِ شتابزدهای بود. |
| scorch | سوزاندن، برشته کردن | The iron scorched my shirt.اتو پیراهنم را سوزاند. |
| tempest | طوفانِ سهمگین | A tempest hit the coast.طوفانی سهمگین به ساحل زد. |
| soothe | آرام کردن | Music soothes the baby.موسیقی نوزاد را آرام میکند. |
| sympathetic | همدل | She gave me a sympathetic look.نگاهی همدلانه به من انداخت. |
| redeem | جبران کردن | He redeemed himself with hard work.با کارِ سخت خودش را جبران کرد. |
| resume | از سر گرفتن | The game resumed after the rain.بازی بعد از باران از سر گرفته شد. |
| harmony | هماهنگی | They work in harmony.هماهنگ با هم کار میکنند. |
| refrain | خودداری کردن | Please refrain from smoking.لطفاً از کشیدنِ سیگار خودداری کن. |
| illegal | غیرقانونی | Parking here is illegal.پارک کردن اینجا غیرقانونی است. |
| narcotic | مخدر | The police found narcotics.پلیس مواد مخدر پیدا کرد. |
قدمِ بعدی، مالِ توست.