لغات ۵۰۴، درسِ ۳۷
۱۲ کلمه با معنیِ فارسی و مثال.
کلمههای درسِ ۳۷ لغات ۵۰۴، هر کدام با معنیِ فارسی و یک جملهٔ نمونه با ترجمه. در اپِ موکو صدای هر کلمه را میشنوی، آن را با معنیاش جفت میکنی و از حافظه به یاد میآوری — و بعد مرورِ فاصلهدار درست وقتی برش میگرداند که داری فراموشش میکنی.
| کلمه | معنی | مثال |
|---|---|---|
| heir | وارث | He is the only heir.تنها وارث است. |
| majestic | باشکوه | The mountain looked majestic.کوه باشکوه به نظر میرسید. |
| dwindle | رو به کاهش گذاشتن | Our supplies dwindled fast.ذخیرهمان تند رو به کاهش گذاشت. |
| surplus | مازاد | We sold the surplus wheat.گندمِ مازاد را فروختیم. |
| traitor | خائن | They called him a traitor.خائن صدایش کردند. |
| deliberate | عمدی، سنجیده | It was a deliberate insult.توهینی عمدی بود. |
| vandal | خرابکار | Vandals broke the windows.خرابکارها پنجرهها را شکستند. |
| drought | خشکسالی | The drought lasted three years.خشکسالی سه سال طول کشید. |
| abide | تحمل کردن، پایبند بودن | You must abide by the rules.باید به قوانین پایبند باشی. |
| unify | یکپارچه کردن | One language unified the country.یک زبان کشور را یکپارچه کرد. |
| summit | قله، نشستِ سران | They reached the summit at dawn.سپیدهدم به قله رسیدند. |
| heed | توجه کردن به | Heed my warning.به هشدارم توجه کن. |
قدمِ بعدی، مالِ توست.