لغات ۵۰۴، درسِ ۲۹
۱۲ کلمه با معنیِ فارسی و مثال.
کلمههای درسِ ۲۹ لغات ۵۰۴، هر کدام با معنیِ فارسی و یک جملهٔ نمونه با ترجمه. در اپِ موکو صدای هر کلمه را میشنوی، آن را با معنیاش جفت میکنی و از حافظه به یاد میآوری — و بعد مرورِ فاصلهدار درست وقتی برش میگرداند که داری فراموشش میکنی.
| کلمه | معنی | مثال |
|---|---|---|
| toil | جان کندن، کارِ سخت | They toiled in the fields all day.تمامِ روز در مزرعه جان کندند. |
| blunder | اشتباهِ بزرگ | It was a costly blunder.اشتباهِ گرانی بود. |
| daze | گیج کردن | The noise dazed me for a second.صدا یک لحظه گیجم کرد. |
| mourn | عزاداری کردن | The town mourned its loss.شهر برای ازدسترفتهاش عزاداری کرد. |
| subside | فروکش کردن | The pain subsided slowly.درد آرامآرام فروکش کرد. |
| maim | ناقص کردن | The accident maimed his hand.تصادف دستش را ناقص کرد. |
| comprehend | درک کردن | I can't comprehend his answer.جوابش را درک نمیکنم. |
| commend | ستودن | The judge commended her courage.قاضی شجاعتش را ستود. |
| final | نهایی | That is my final offer.پیشنهادِ نهاییام است. |
| exempt | معاف | Students are exempt from the fee.دانشجوها از هزینه معافاند. |
| vain | بیهوده، خودپسند | All our work was in vain.همهٔ کارمان بیهوده بود. |
| repetition | تکرار | Learning needs repetition.یادگیری تکرار میخواهد. |
قدمِ بعدی، مالِ توست.