لغات ۵۰۴، درسِ ۳۰
۱۲ کلمه با معنیِ فارسی و مثال.
کلمههای درسِ ۳۰ لغات ۵۰۴، هر کدام با معنیِ فارسی و یک جملهٔ نمونه با ترجمه. در اپِ موکو صدای هر کلمه را میشنوی، آن را با معنیاش جفت میکنی و از حافظه به یاد میآوری — و بعد مرورِ فاصلهدار درست وقتی برش میگرداند که داری فراموشش میکنی.
| کلمه | معنی | مثال |
|---|---|---|
| depict | به تصویر کشیدن | The film depicts village life.فیلم زندگیِ روستا را به تصویر میکشد. |
| mortal | فانی، کشنده | It was a mortal wound.زخمِ کشندهای بود. |
| novel | رمان، بدیع | That is a novel idea.فکرِ بدیعی است. |
| occupant | ساکن، سرنشین | The occupant of the car was safe.سرنشینِ ماشین سالم بود. |
| appoint | منصوب کردن | They appointed a new judge.قاضیِ تازهای منصوب کردند. |
| quarter | محله | We live in the old quarter.در محلهٔ قدیمی زندگی میکنیم. |
| site | محل، مکان | This is the site of the old bridge.اینجا محلِ پلِ قدیمی است. |
| quote | نقلِ قول کردن | He quoted his teacher.از معلمش نقلِ قول کرد. |
| verse | شعر، بیت | She read a verse aloud.بیتی را بلند خواند. |
| morality | اخلاق | The book is about morality.کتاب دربارهٔ اخلاق است. |
| roam | پرسه زدن | We roamed the streets for hours.ساعتها در خیابانها پرسه زدیم. |
| attract | جذب کردن | The show attracted a big crowd.برنامه جمعیتِ زیادی را جذب کرد. |
قدمِ بعدی، مالِ توست.