لغات ۵۰۴، درسِ ۲۷
۱۲ کلمه با معنیِ فارسی و مثال.
کلمههای درسِ ۲۷ لغات ۵۰۴، هر کدام با معنیِ فارسی و یک جملهٔ نمونه با ترجمه. در اپِ موکو صدای هر کلمه را میشنوی، آن را با معنیاش جفت میکنی و از حافظه به یاد میآوری — و بعد مرورِ فاصلهدار درست وقتی برش میگرداند که داری فراموشش میکنی.
| کلمه | معنی | مثال |
|---|---|---|
| despite | با وجودِ | We went despite the rain.با وجودِ باران رفتیم. |
| disrupt | مختل کردن | The noise disrupted the class.سروصدا کلاس را مختل کرد. |
| rash | عجولانه، بیفکر | Don't make a rash decision.تصمیمِ عجولانه نگیر. |
| rapid | سریع | The change was rapid.تغییر سریع بود. |
| exhaust | از پا درآوردن، خسته کردن | The climb exhausted us.بالا رفتن خستهمان کرد. |
| severity | شدت، سختی | The severity of the storm surprised us.شدتِ طوفان غافلگیرمان کرد. |
| feeble | ضعیف، ناتوان | His voice was feeble.صدایش ضعیف بود. |
| unite | متحد کردن | The team united behind him.تیم پشتِ سرش متحد شد. |
| cease | متوقف شدن | The rain ceased at noon.باران ظهر بند آمد. |
| thrifty | صرفهجو | She is thrifty with money.در خرجِ پول صرفهجوست. |
| miserly | خسیس | His miserly habits annoyed us.عادتهای خسیسانهاش آزارمان میداد. |
| monarch | پادشاه | The monarch spoke to the crowd.پادشاه با جمعیت سخن گفت. |
قدمِ بعدی، مالِ توست.