لغات ۵۰۴، درسِ ۱۳
۱۲ کلمه با معنیِ فارسی و مثال.
کلمههای درسِ ۱۳ لغات ۵۰۴، هر کدام با معنیِ فارسی و یک جملهٔ نمونه با ترجمه. در اپِ موکو صدای هر کلمه را میشنوی، آن را با معنیاش جفت میکنی و از حافظه به یاد میآوری — و بعد مرورِ فاصلهدار درست وقتی برش میگرداند که داری فراموشش میکنی.
| کلمه | معنی | مثال |
|---|---|---|
| journalist | روزنامهنگار | The journalist asked hard questions.روزنامهنگار سؤالهای سختی پرسید. |
| famine | قحطی | A famine hit the region.قحطی منطقه را گرفت. |
| revive | احیا کردن، به هوش آوردن | The doctors revived him.پزشکها به هوش آوردندش. |
| commence | آغاز شدن | The show will commence at eight.برنامه ساعتِ هشت آغاز میشود. |
| identify | شناسایی کردن | Can you identify this man?میتوانی این مرد را شناسایی کنی؟ |
| observant | دقیق، تیزبین | A good driver is observant.رانندهٔ خوب تیزبین است. |
| migrate | کوچ کردن | Birds migrate every autumn.پرندهها هر پاییز کوچ میکنند. |
| persist | پافشاری کردن | He persisted until he won.پافشاری کرد تا برد. |
| vessel | کشتی، ظرف | A large vessel entered the port.کشتیِ بزرگی وارد بندر شد. |
| gleam | درخشیدن | The knife gleamed in the sun.چاقو زیرِ آفتاب درخشید. |
| hazy | مهآلود، تار | My memory of it is hazy.خاطرهام از آن تار است. |
| editor | سردبیر، ویراستار | The editor cut two pages.ویراستار دو صفحه را حذف کرد. |
قدمِ بعدی، مالِ توست.