لغات ۵۰۴، درسِ ۱۴
۱۲ کلمه با معنیِ فارسی و مثال.
کلمههای درسِ ۱۴ لغات ۵۰۴، هر کدام با معنیِ فارسی و یک جملهٔ نمونه با ترجمه. در اپِ موکو صدای هر کلمه را میشنوی، آن را با معنیاش جفت میکنی و از حافظه به یاد میآوری — و بعد مرورِ فاصلهدار درست وقتی برش میگرداند که داری فراموشش میکنی.
| کلمه | معنی | مثال |
|---|---|---|
| rival | رقیب | They were rivals for years.سالها رقیبِ هم بودند. |
| unruly | سرکش، بیانضباط | The class was unruly today.کلاس امروز سرکش بود. |
| violent | خشن | It was a violent storm.طوفانِ خشنی بود. |
| opponent | حریف، مخالف | His opponent was stronger.حریفش قویتر بود. |
| brutal | بیرحم | The attack was brutal.حمله بیرحمانه بود. |
| brawl | زدوخورد، دعوا | A brawl started outside.بیرون دعوایی شروع شد. |
| duplicate | رونوشت، تکثیر کردن | Make a duplicate of this key.از این کلید یک رونوشت بساز. |
| vicious | درندهخو، بدجنس | That was a vicious rumor.شایعهٔ بدجنسانهای بود. |
| whirling | چرخان | The whirling wind took my hat.بادِ چرخان کلاهم را برد. |
| thrust | هل دادن، فرو کردن | He thrust the door open.در را هل داد و باز کرد. |
| underdog | طرفِ ضعیفتر | Everyone loves the underdog.همه طرفدارِ تیمِ ضعیفترند. |
| bewildered | گیج، سردرگم | She looked bewildered.گیج به نظر میرسید. |
قدمِ بعدی، مالِ توست.