لغات ۵۰۴، درسِ ۸
۱۲ کلمه با معنیِ فارسی و مثال.
کلمههای درسِ ۸ لغات ۵۰۴، هر کدام با معنیِ فارسی و یک جملهٔ نمونه با ترجمه. در اپِ موکو صدای هر کلمه را میشنوی، آن را با معنیاش جفت میکنی و از حافظه به یاد میآوری — و بعد مرورِ فاصلهدار درست وقتی برش میگرداند که داری فراموشش میکنی.
| کلمه | معنی | مثال |
|---|---|---|
| exaggerate | اغراق کردن | He always exaggerates his stories.همیشه در داستانهایش اغراق میکند. |
| amateur | آماتور، غیرحرفهای | She is an amateur photographer.عکاسی آماتور است. |
| mediocre | متوسط، معمولی | The food was mediocre.غذا متوسط بود. |
| variety | تنوع | They sell a variety of breads.تنوعی از نانها میفروشند. |
| valid | معتبر | Your ticket is still valid.بلیتت هنوز معتبر است. |
| survive | زنده ماندن | Only two people survived.فقط دو نفر زنده ماندند. |
| weird | عجیب | That was a weird noise.صدای عجیبی بود. |
| prominent | برجسته، سرشناس | He is a prominent doctor.پزشکِ سرشناسی است. |
| security | امنیت | Airport security is tight.امنیتِ فرودگاه سختگیرانه است. |
| bulky | حجیم | This box is too bulky.این جعبه خیلی حجیم است. |
| reluctant | بیمیل، اکراهدار | She was reluctant to answer.برای جواب دادن بیمیل بود. |
| obvious | آشکار | The answer is obvious.جواب آشکار است. |
قدمِ بعدی، مالِ توست.