لغات ۵۰۴، درسِ ۱۰
۱۲ کلمه با معنیِ فارسی و مثال.
کلمههای درسِ ۱۰ لغات ۵۰۴، هر کدام با معنیِ فارسی و یک جملهٔ نمونه با ترجمه. در اپِ موکو صدای هر کلمه را میشنوی، آن را با معنیاش جفت میکنی و از حافظه به یاد میآوری — و بعد مرورِ فاصلهدار درست وقتی برش میگرداند که داری فراموشش میکنی.
| کلمه | معنی | مثال |
|---|---|---|
| excel | برتری داشتن، سرآمد بودن | She excels at math.در ریاضی سرآمد است. |
| feminine | زنانه | The room had a feminine style.اتاق سبکی زنانه داشت. |
| mount | بالا رفتن از، سوار شدن | He mounted the horse.سوارِ اسب شد. |
| compete | رقابت کردن | Ten teams will compete.ده تیم رقابت میکنند. |
| dread | وحشت داشتن از | I dread Monday mornings.از صبحِ دوشنبه وحشت دارم. |
| masculine | مردانه | His voice is deep and masculine.صدایش بم و مردانه است. |
| menace | تهدید، خطر | That dog is a menace.آن سگ یک خطر است. |
| tendency | گرایش | He has a tendency to be late.گرایش دارد دیر برسد. |
| underestimate | دستِ کم گرفتن | Never underestimate her.هیچوقت دستِ کمش نگیر. |
| victorious | پیروز | Our team was victorious.تیمِ ما پیروز شد. |
| numerous | پرشمار | She has numerous friends.دوستانِ پرشماری دارد. |
| flexible | انعطافپذیر | My schedule is flexible.برنامهام انعطافپذیر است. |
قدمِ بعدی، مالِ توست.