لغات ۵۰۴، درسِ ۱۱
۱۲ کلمه با معنیِ فارسی و مثال.
کلمههای درسِ ۱۱ لغات ۵۰۴، هر کدام با معنیِ فارسی و یک جملهٔ نمونه با ترجمه. در اپِ موکو صدای هر کلمه را میشنوی، آن را با معنیاش جفت میکنی و از حافظه به یاد میآوری — و بعد مرورِ فاصلهدار درست وقتی برش میگرداند که داری فراموشش میکنی.
| کلمه | معنی | مثال |
|---|---|---|
| evidence | شواهد، مدرک | There is no evidence yet.هنوز مدرکی نیست. |
| vision | بینایی، چشمانداز | His vision is getting weak.بیناییاش ضعیف میشود. |
| solitary | تنها | A solitary tree stood there.درختی تنها آنجا ایستاده بود. |
| glimpse | نگاهِ زودگذر | I caught a glimpse of her.نگاهِ زودگذری به او انداختم. |
| frequent | مکرر | He makes frequent trips to Tehran.سفرهای مکرری به تهران میکند. |
| decade | دهه | We waited a decade.یک دهه صبر کردیم. |
| recent | اخیر | In recent years, prices rose.در سالهای اخیر قیمتها بالا رفت. |
| hesitate | تردید کردن | Don't hesitate to ask.برای پرسیدن تردید نکن. |
| conflict | درگیری، تضاد | There is a conflict between them.بینشان درگیری هست. |
| absurd | پوچ، مسخره | That idea is absurd.آن فکر مسخره است. |
| minority | اقلیت | Only a minority agreed.فقط اقلیتی موافق بودند. |
| fiction | داستان، خیالی | I only read fiction.فقط داستان میخوانم. |
قدمِ بعدی، مالِ توست.