لغات ۵۰۴، درسِ ۱۷
۱۲ کلمه با معنیِ فارسی و مثال.
کلمههای درسِ ۱۷ لغات ۵۰۴، هر کدام با معنیِ فارسی و یک جملهٔ نمونه با ترجمه. در اپِ موکو صدای هر کلمه را میشنوی، آن را با معنیاش جفت میکنی و از حافظه به یاد میآوری — و بعد مرورِ فاصلهدار درست وقتی برش میگرداند که داری فراموشش میکنی.
| کلمه | معنی | مثال |
|---|---|---|
| appeal | درخواست، تقاضا | They made an appeal for help.درخواستِ کمک کردند. |
| addict | معتاد | He became a coffee addict.معتادِ قهوه شد. |
| wary | مراقب، بدگمان | Be wary of strangers.مراقبِ غریبهها باش. |
| aware | آگاه | I wasn't aware of the rule.از آن قانون آگاه نبودم. |
| misfortune | بدشانسی | It was pure misfortune.بدشانسیِ محض بود. |
| avoid | پرهیز کردن از | Avoid the main road.از جادهٔ اصلی پرهیز کن. |
| wretched | بدبخت، فلاکتبار | They lived in a wretched hut.در کلبهای فلاکتبار زندگی میکردند. |
| keg | بشکهٔ کوچک | He rolled the keg inside.بشکه را غلتاند و برد تو. |
| nourish | تغذیه کردن | Milk nourishes the baby.شیر نوزاد را تغذیه میکند. |
| harsh | خشن، تند | That was a harsh answer.جوابِ تندی بود. |
| quantity | مقدار | We need a large quantity.مقدارِ زیادی لازم داریم. |
| opt | انتخاب کردن | She opted for the blue one.آبی را انتخاب کرد. |
قدمِ بعدی، مالِ توست.