لغات ۵۰۴، درسِ ۲۴
۱۲ کلمه با معنیِ فارسی و مثال.
کلمههای درسِ ۲۴ لغات ۵۰۴، هر کدام با معنیِ فارسی و یک جملهٔ نمونه با ترجمه. در اپِ موکو صدای هر کلمه را میشنوی، آن را با معنیاش جفت میکنی و از حافظه به یاد میآوری — و بعد مرورِ فاصلهدار درست وقتی برش میگرداند که داری فراموشش میکنی.
| کلمه | معنی | مثال |
|---|---|---|
| fierce | درنده، شدید | A fierce wind blew all night.بادِ شدیدی تمامِ شب وزید. |
| detest | متنفر بودن از | I detest cold coffee.از قهوهٔ سرد متنفرم. |
| sneer | پوزخند زدن | He sneered at my idea.به فکرم پوزخند زد. |
| scowl | اخم کردن | She scowled at the noise.از سروصدا اخم کرد. |
| encourage | تشویق کردن | My teacher encouraged me.معلمم تشویقم کرد. |
| consider | در نظر گرفتن | Consider the cost first.اول هزینه را در نظر بگیر. |
| vermin | جانورانِ موذی | The barn was full of vermin.انبار پر از جانورانِ موذی بود. |
| wail | شیون کردن | The baby wailed all night.نوزاد تمامِ شب شیون کرد. |
| symbol | نماد | The dove is a symbol of peace.کبوتر نمادِ صلح است. |
| authority | اختیار، اقتدار | He has no authority here.اینجا اختیاری ندارد. |
| neutral | بیطرف | Switzerland stayed neutral.سوئیس بیطرف ماند. |
| trifle | چیزِ ناچیز | Don't argue over a trifle.سرِ چیزِ ناچیز بحث نکن. |
قدمِ بعدی، مالِ توست.