رفتن به محتوای اصلی

۱۱۰۰ واژه، هفتهٔ ۹
۲۰ کلمه با معنیِ فارسی و مثال.

کلمه‌های هفتهٔ ۹ ۱۱۰۰ واژه، هر کدام با معنیِ فارسی و یک جملهٔ نمونه با ترجمه. در اپِ موکو صدای هر کلمه را می‌شنوی، آن را با معنی‌اش جفت می‌کنی و از حافظه به یاد می‌آوری — و بعد مرورِ فاصله‌دار درست وقتی برش می‌گرداند که داری فراموشش می‌کنی.

کلمهمعنیمثال
impresarioبرگزارکنندهٔ نمایشThe impresario booked the hall.برگزارکنندهٔ نمایش سالن را رزرو کرد.
extortionاخاذیHe was charged with extortion.به اخاذی متهم شد.
adverseنامساعدWe flew in adverse weather.در هوای نامساعد پرواز کردیم.
assetنقطهٔ قوتPatience is your best asset.صبر بهترین نقطهٔ قوتِ توست.
bigotمتعصبHe is a stubborn bigot.متعصبی یک‌دنده است.
blatantآشکار و بی‌پردهThat is a blatant lie.این دروغی آشکار و بی‌پرده است.
entourageهمراهانThe singer arrived with her entourage.خواننده با همراهانش رسید.
virulentمهلکA virulent fever swept the camp.تبی مهلک اردوگاه را درنوردید.
venomزهرThe snake's venom is deadly.زهرِ مار کشنده است.
spewبیرون ریختنThe pipe spewed black smoke.لوله دودِ سیاه بیرون می‌ریخت.
loathبی‌میلI am loath to ask again.بی‌میلم دوباره بپرسم.
solicitدرخواست کردنThey solicit donations online.آنلاین درخواستِ کمکِ مالی می‌کنند.
astuteزیرکShe is an astute buyer.خریداری زیرک است.
advocateطرفداری کردنHe advocates shorter hours.طرفدارِ ساعتِ کمترِ کار است.
ineffectualبی‌اثرHis protest was ineffectual.اعتراضش بی‌اثر بود.
scrutinizeموشکافانه بررسی کردنThey scrutinized every line.هر خط را موشکافانه بررسی کردند.
nefariousشرارت‌بارHe had nefarious plans.نقشه‌هایی شرارت‌بار داشت.
amicableدوستانهThey reached an amicable deal.به توافقی دوستانه رسیدند.
vexatiousآزاردهندهIt was a vexatious delay.تأخیری آزاردهنده بود.
maladyبیماریIt is a rare malady.بیماری‌ای نادر است.

قدمِ بعدی، مالِ توست.

هفتهٔ ۹ را در موکو تمرین کن، تا یادت بماند.

رایگان شروع کن
چند دقیقه طول می‌کشد، و رایگان است.