رفتن به محتوای اصلی

۱۱۰۰ واژه، هفتهٔ ۶
۲۰ کلمه با معنیِ فارسی و مثال.

کلمه‌های هفتهٔ ۶ ۱۱۰۰ واژه، هر کدام با معنیِ فارسی و یک جملهٔ نمونه با ترجمه. در اپِ موکو صدای هر کلمه را می‌شنوی، آن را با معنی‌اش جفت می‌کنی و از حافظه به یاد می‌آوری — و بعد مرورِ فاصله‌دار درست وقتی برش می‌گرداند که داری فراموشش می‌کنی.

کلمهمعنیمثال
affluentمرفهThey live in an affluent area.در محله‌ای مرفه زندگی می‌کنند.
feasibleشدنیThe plan is feasible.نقشه شدنی است.
discernتشخیص دادنI could discern a face in the dark.در تاریکی چهره‌ای تشخیص دادم.
sallyناگهان بیرون زدنThey sallied forth into the storm.ناگهان به دلِ توفان زدند.
consternationبهت و نگرانیThe news caused consternation.خبر بهت و نگرانی آورد.
precociousزودشکفتهShe is a precocious child.کودکی زودشکفته است.
perfunctoryسرسریHe gave a perfunctory nod.سرسری سری تکان داد.
chagrinسرافکندگیHe hid his chagrin.سرافکندگی‌اش را پنهان کرد.
perverseیک‌دنده و خلافِ عرفShe is being perverse on purpose.عمداً یک‌دندگی می‌کند.
derideبه سخره گرفتنThey derided his accent.لهجه‌اش را به سخره گرفتند.
disparageبی‌ارزش جلوه دادنDon't disparage his effort.تلاشش را بی‌ارزش جلوه نده.
laudableستودنیHer goal is laudable.هدفش ستودنی است.
fiascoشکستِ رسواThe party was a fiasco.مهمانی شکستی رسوا بود.
masticateجویدنMasticate your food well.غذایت را خوب بجو.
eschewپرهیز کردنHe eschews sugar.از شکر پرهیز می‌کند.
quellفرو نشاندنPolice quelled the riot.پلیس شورش را فرو نشاند.
volubleپرحرف و روانShe is a voluble speaker.سخنرانی پرحرف و روان است.
confidantمحرمِ رازHe is my only confidant.تنها محرمِ رازم است.
obsolescenceاز رده خارج شدنPhones are built for obsolescence.تلفن‌ها را برای از رده خارج شدن می‌سازند.
dubiousمشکوکI am dubious about his story.به داستانش مشکوکم.

قدمِ بعدی، مالِ توست.

هفتهٔ ۶ را در موکو تمرین کن، تا یادت بماند.

رایگان شروع کن
چند دقیقه طول می‌کشد، و رایگان است.