۱۱۰۰ واژه، هفتهٔ ۵
۲۰ کلمه با معنیِ فارسی و مثال.
کلمههای هفتهٔ ۵ ۱۱۰۰ واژه، هر کدام با معنیِ فارسی و یک جملهٔ نمونه با ترجمه. در اپِ موکو صدای هر کلمه را میشنوی، آن را با معنیاش جفت میکنی و از حافظه به یاد میآوری — و بعد مرورِ فاصلهدار درست وقتی برش میگرداند که داری فراموشش میکنی.
| کلمه | معنی | مثال |
|---|---|---|
| rampant | افسارگسیخته | Rumors were rampant in the office.شایعه در دفتر افسارگسیخته پخش میشد. |
| inane | پوچ و بیمغز | He asked an inane question.سؤالی پوچ پرسید. |
| ethics | اخلاقِ حرفهای | Medical ethics forbid it.اخلاقِ پزشکی این را منع میکند. |
| concur | همنظر بودن | I concur with your view.با دیدگاهت همنظرم. |
| clandestine | مخفیانه | They held a clandestine meeting.جلسهای مخفیانه گرفتند. |
| flagrant | آشکار و زننده | It was a flagrant foul.خطایی آشکار و زننده بود. |
| admonish | تذکر دادن | The teacher admonished the class.معلم به کلاس تذکر داد. |
| duress | اجبار | He signed under duress.زیرِ اجبار امضا کرد. |
| culprit | مقصر | We found the culprit.مقصر را پیدا کردیم. |
| inexorable | بیامان | Time is inexorable.زمان بیامان است. |
| egregious | فاحش | It was an egregious error.اشتباهی فاحش بود. |
| distraught | پریشان | The distraught mother called the police.مادرِ پریشان به پلیس زنگ زد. |
| duplicity | دورویی | His duplicity cost him friends.دوروییاش دوستانش را از او گرفت. |
| acrimonious | تلخ و تند | They had an acrimonious argument.بحثی تلخ و تند داشتند. |
| paucity | کمبود | There is a paucity of evidence.کمبودِ مدرک وجود دارد. |
| elicit | بیرون کشیدن | The teacher elicited an answer from him.معلم جوابی از او بیرون کشید. |
| pernicious | زیانبار | It is a pernicious habit.عادتی زیانبار است. |
| tolerate | تحمل کردن | I cannot tolerate the noise.این سروصدا را نمیتوانم تحمل کنم. |
| construe | تعبیر کردن | Don't construe my silence as anger.سکوتم را خشم تعبیر نکن. |
| impunity | مصونیت از مجازات | They broke the rules with impunity.قانون را با مصونیت از مجازات شکستند. |
قدمِ بعدی، مالِ توست.