رفتن به محتوای اصلی

۱۱۰۰ واژه، هفتهٔ ۴۳
۲۰ کلمه با معنیِ فارسی و مثال.

کلمه‌های هفتهٔ ۴۳ ۱۱۰۰ واژه، هر کدام با معنیِ فارسی و یک جملهٔ نمونه با ترجمه. در اپِ موکو صدای هر کلمه را می‌شنوی، آن را با معنی‌اش جفت می‌کنی و از حافظه به یاد می‌آوری — و بعد مرورِ فاصله‌دار درست وقتی برش می‌گرداند که داری فراموشش می‌کنی.

کلمهمعنیمثال
rosterفهرستِ اسامیHer name is on the roster.نامش در فهرستِ اسامی است.
stuntedرشدنکردهThe tree is stunted.آن درخت رشدنکرده است.
atrophyتحلیل رفتنThe muscle began to atrophy.عضله شروع به تحلیل رفتن کرد.
maimناقص کردنThe blast maimed two workers.انفجار دو کارگر را ناقص کرد.
ameliorateبهبود بخشیدنThe law ameliorated conditions.آن قانون شرایط را بهبود بخشید.
cynicبدبین به نیتِ آدم‌هاHe is a cynic about politics.به سیاست بدبین است.
unctuousمتظاهر و چرب‌زبانThe salesman was unctuous.فروشنده متظاهر و چرب‌زبان بود.
benevolentنیکوکارHe is a benevolent employer.کارفرمایی نیکوکار است.
subservientتابع و زیردستShe refused to be subservient.حاضر نشد تابع و زیردست باشد.
iniquityستم و ناراستیHe spoke against iniquity.علیهِ ستم سخن گفت.
largessدستِ‌ودل‌بازیHe is known for his largess.به دستِ‌ودل‌بازی‌اش شناخته می‌شود.
criterionمعیارWhat is your criterion?معیارت چیست؟
repentتوبه کردنHe repented his choices.از انتخاب‌هایش توبه کرد.
mollifyدلجویی کردنShe mollified the angry customer.از مشتریِ خشمگین دلجویی کرد.
mercenaryپول‌پرستHis motives were mercenary.انگیزه‌هایش پول‌پرستانه بود.
pariahمطرودHe became a pariah.مطرود شد.
aloofکناره‌گیر و سردHe stayed aloof from the group.از گروه کناره گرفت.
pragmaticعمل‌گراShe takes a pragmatic approach.رویکردی عمل‌گرا دارد.
vestigeبازمانده و ردNot a vestige of the wall remains.هیچ بازمانده‌ای از دیوار نمانده.
guiseلباسِ مبدلHe came in the guise of a friend.در لباسِ دوست آمد.

قدمِ بعدی، مالِ توست.

هفتهٔ ۴۳ را در موکو تمرین کن، تا یادت بماند.

رایگان شروع کن
چند دقیقه طول می‌کشد، و رایگان است.