رفتن به محتوای اصلی

۱۱۰۰ واژه، هفتهٔ ۴۱
۱۹ کلمه با معنیِ فارسی و مثال.

کلمه‌های هفتهٔ ۴۱ ۱۱۰۰ واژه، هر کدام با معنیِ فارسی و یک جملهٔ نمونه با ترجمه. در اپِ موکو صدای هر کلمه را می‌شنوی، آن را با معنی‌اش جفت می‌کنی و از حافظه به یاد می‌آوری — و بعد مرورِ فاصله‌دار درست وقتی برش می‌گرداند که داری فراموشش می‌کنی.

کلمهمعنیمثال
curryجلبِ نظر با چاپلوسیHe tried to curry favor with the boss.کوشید با چاپلوسی نظرِ رئیس را جلب کند.
pallاز مزه افتادنThe joke began to pall.آن شوخی کم‌کم از مزه افتاد.
succulentآبدارThe peach was succulent.آن هلو آبدار بود.
satietyسیریHe ate to satiety.تا سیری خورد.
potpourriآمیزهThe show is a potpourri of songs.آن برنامه آمیزه‌ای از ترانه‌هاست.
sanctionتأییدِ رسمیThe board sanctioned the plan.هیئت‌مدیره نقشه را تأیید کرد.
denoteدلالت کردنA red light denotes danger.چراغِ قرمز بر خطر دلالت می‌کند.
alludeاشاره کردنHe alluded to the scandal.به آن رسوایی اشاره کرد.
insidiousموذی و خزندهIt is an insidious disease.بیماری‌ای موذی و خزنده است.
proprietyشایستگیHe questioned the propriety of the gift.شایستگیِ آن هدیه را زیرِ سؤال برد.
adventظهورThe advent of the phone changed us.ظهورِ تلفن ما را عوض کرد.
impiousبی‌حرمت به مقدساتHis words were impious.حرف‌هایش بی‌حرمتی به مقدسات بود.
profferپیش آوردن و تعارف کردنHe proffered his hand.دستش را پیش آورد.
spateموجِ ناگهانیThere was a spate of thefts.موجی ناگهانی از دزدی بود.
shibbolethشعارِ کهنهٔ خودی‌هاThe party repeats its old shibboleth.حزب شعارِ کهنه‌اش را تکرار می‌کند.
bogusقلابیHe used a bogus passport.گذرنامه‌ای قلابی به کار برد.
substantiateبا مدرک اثبات کردنCan you substantiate the claim?می‌توانی آن ادعا را با مدرک اثبات کنی؟
nutritiveمغذیThe soup is nutritive.آن سوپ مغذی است.
raucousپرهیاهو و خشنA raucous crowd filled the hall.جمعیتی پرهیاهو سالن را پر کرد.

قدمِ بعدی، مالِ توست.

هفتهٔ ۴۱ را در موکو تمرین کن، تا یادت بماند.

رایگان شروع کن
چند دقیقه طول می‌کشد، و رایگان است.