رفتن به محتوای اصلی

۱۱۰۰ واژه، هفتهٔ ۳۷
۲۰ کلمه با معنیِ فارسی و مثال.

کلمه‌های هفتهٔ ۳۷ ۱۱۰۰ واژه، هر کدام با معنیِ فارسی و یک جملهٔ نمونه با ترجمه. در اپِ موکو صدای هر کلمه را می‌شنوی، آن را با معنی‌اش جفت می‌کنی و از حافظه به یاد می‌آوری — و بعد مرورِ فاصله‌دار درست وقتی برش می‌گرداند که داری فراموشش می‌کنی.

کلمهمعنیمثال
confrontرودررو شدنHe confronted his boss.با رئیسش رودررو شد.
antipathyنفرتِ دیرینهThere is antipathy between them.میانشان نفرتی دیرینه هست.
servileنوکرصفتHe has a servile manner.رفتاری نوکرصفت دارد.
volitionارادهٔ آزادShe left of her own volition.به ارادهٔ خودش رفت.
sojournاقامتِ کوتاهHe had a short sojourn in Rome.اقامتِ کوتاهی در رم داشت.
austereساده و بی‌تجملThe room is austere.اتاق ساده و بی‌تجمل است.
felicitousبجا و خوش‌ساختHe made a felicitous remark.نکته‌ای بجا گفت.
halcyonآرام و خوشThose were halcyon days.آن‌ها روزهای آرام و خوشی بودند.
tenableدفاع‌پذیرHis position is not tenable.موضعش دفاع‌پذیر نیست.
superfluousاضافی و بی‌مصرفThe last chapter is superfluous.فصلِ آخر اضافی است.
motivateانگیزه دادنGood pay motivates staff.حقوقِ خوب به کارکنان انگیزه می‌دهد.
rationalizeتوجیه کردنHe rationalized his failure.شکستش را توجیه کرد.
therapyدرمانShe started therapy.درمان را شروع کرد.
nascentنوپدیدIt is a nascent industry.صنعتی نوپدید است.
iconoclastسنت‌شکنHe is a famous iconoclast.سنت‌شکنی نامدار است.
eruditeفاضل و پرمطالعهShe wrote an erudite essay.مقاله‌ای فاضلانه نوشت.
phobiaهراسِ بیمارگونHe has a phobia of heights.از بلندی هراسِ بیمارگون دارد.
germaneدرخورِ موضوعThat is not germane to the case.آن درخورِ این پرونده نیست.
vertigoسرگیجهHeights give him vertigo.بلندی سرگیجه‌اش می‌دهد.
conduciveزمینه‌سازNoise is not conducive to sleep.سروصدا زمینه‌سازِ خواب نیست.

قدمِ بعدی، مالِ توست.

هفتهٔ ۳۷ را در موکو تمرین کن، تا یادت بماند.

رایگان شروع کن
چند دقیقه طول می‌کشد، و رایگان است.