۱۱۰۰ واژه، هفتهٔ ۳۴
۲۰ کلمه با معنیِ فارسی و مثال.
کلمههای هفتهٔ ۳۴ ۱۱۰۰ واژه، هر کدام با معنیِ فارسی و یک جملهٔ نمونه با ترجمه. در اپِ موکو صدای هر کلمه را میشنوی، آن را با معنیاش جفت میکنی و از حافظه به یاد میآوری — و بعد مرورِ فاصلهدار درست وقتی برش میگرداند که داری فراموشش میکنی.
| کلمه | معنی | مثال |
|---|---|---|
| site | محل | This is the site of the old mill.اینجا محلِ آسیابِ قدیمی است. |
| vigil | شبزندهداری | They kept a vigil all night.تمامِ شب شبزندهداری کردند. |
| cumbersome | دستوپاگیر | The process is cumbersome.آن روند دستوپاگیر است. |
| interrogate | بازجویی کردن | Police interrogated the driver.پلیس از راننده بازجویی کرد. |
| divulge | فاش کردن | He refused to divulge the name.از فاش کردنِ آن نام سر باز زد. |
| fluctuate | نوسان داشتن | Prices fluctuate daily.قیمتها هر روز نوسان دارند. |
| unmitigated | محض و بیکموکاست | It was an unmitigated disaster.فاجعهای محض بود. |
| commodious | جادار | The house is commodious.خانه جادار است. |
| antiquated | کهنه و از رده خارج | They use antiquated software.نرمافزارِ کهنه به کار میبرند. |
| disheveled | ژولیده | He arrived disheveled.ژولیده رسید. |
| tenacious | پیگیر و رهانکن | She is a tenacious reporter.خبرنگاری پیگیر و رهانکن است. |
| façade | نمای بیرونی | The façade hides a ruin.نمای بیرونی ویرانهای را پنهان میکند. |
| asinine | احمقانه | That is an asinine idea.فکری احمقانه است. |
| grimace | شکلکِ درد | He made a grimace of pain.از درد شکلکی درآورد. |
| calumny | تهمت و افترا | He was ruined by calumny.با تهمت نابود شد. |
| pittance | مزدِ ناچیز | They pay a pittance.مزدِ ناچیزی میدهند. |
| au courant | در جریان و بهروز | She is au courant with the news.در جریانِ اخبار است. |
| fastidious | سختپسند | He is fastidious about food.در خوراک سختپسند است. |
| noisome | بدبو | The noisome garbage was removed.زبالهٔ بدبو را بردند. |
| unkempt | نامرتب | His beard was unkempt.ریشش نامرتب بود. |
قدمِ بعدی، مالِ توست.