۱۱۰۰ واژه، هفتهٔ ۳۲
۱۹ کلمه با معنیِ فارسی و مثال.
کلمههای هفتهٔ ۳۲ ۱۱۰۰ واژه، هر کدام با معنیِ فارسی و یک جملهٔ نمونه با ترجمه. در اپِ موکو صدای هر کلمه را میشنوی، آن را با معنیاش جفت میکنی و از حافظه به یاد میآوری — و بعد مرورِ فاصلهدار درست وقتی برش میگرداند که داری فراموشش میکنی.
| کلمه | معنی | مثال |
|---|---|---|
| profound | ژرف | She made a profound remark.نکتهای ژرف گفت. |
| alleviate | سبک کردن | The drug alleviates pain.دارو درد را سبک میکند. |
| prodigious | شگرف و عظیم | He has a prodigious memory.حافظهای شگرف دارد. |
| expedite | تسریع کردن | We can expedite the order.میتوانیم سفارش را تسریع کنیم. |
| celerity | چابکی | He acted with celerity.با چابکی عمل کرد. |
| usurp | غصب کردن | He usurped the throne.تخت را غصب کرد. |
| paltry | خُرد و بیمقدار | They offered a paltry sum.مبلغی خُرد و بیمقدار پیشنهاد دادند. |
| condone | نادیده گرفتن | I cannot condone cheating.تقلب را نمیتوانم نادیده بگیرم. |
| trivial | کماهمیت | It is a trivial detail.جزئیاتی کماهمیت است. |
| menial | پست و پیشِپاافتاده | He does menial work.کارِ پست انجام میدهد. |
| venerable | محترم و کهنسال | He is a venerable scholar.دانشمندی محترم و کهنسال است. |
| extraneous | زائد | Cut the extraneous details.جزئیاتِ زائد را حذف کن. |
| ambiguous | دوپهلو | His answer was ambiguous.جوابش دوپهلو بود. |
| succinct | فشرده و رسا | Keep it succinct.فشرده و رسا نگهش دار. |
| archaic | منسوخ | The word is archaic.آن کلمه منسوخ است. |
| emulate | الگو گرفتن | He tries to emulate his father.میکوشد از پدرش الگو بگیرد. |
| facetious | شوخیِ بیجا | Don't be facetious now.الان شوخیِ بیجا نکن. |
| rabid | افراطی | He is a rabid supporter.هواداری افراطی است. |
| salubrious | سلامتبخش | The mountain air is salubrious.هوای کوهستان سلامتبخش است. |
قدمِ بعدی، مالِ توست.