رفتن به محتوای اصلی

۱۱۰۰ واژه، هفتهٔ ۳۱
۲۰ کلمه با معنیِ فارسی و مثال.

کلمه‌های هفتهٔ ۳۱ ۱۱۰۰ واژه، هر کدام با معنیِ فارسی و یک جملهٔ نمونه با ترجمه. در اپِ موکو صدای هر کلمه را می‌شنوی، آن را با معنی‌اش جفت می‌کنی و از حافظه به یاد می‌آوری — و بعد مرورِ فاصله‌دار درست وقتی برش می‌گرداند که داری فراموشش می‌کنی.

کلمهمعنیمثال
heresyبدعتHis idea was called heresy.فکرش را بدعت خواندند.
prudentدوراندیشIt is prudent to save.پس‌انداز کردن دوراندیشانه است.
ostensibleظاهری و بهانه‌ایThe ostensible reason was illness.دلیلِ ظاهری بیماری بود.
fervidپرحرارتHe gave a fervid speech.سخنرانی‌ای پرحرارت کرد.
spuriousبی‌اساسThe claim is spurious.آن ادعا بی‌اساس است.
propagateگستراندنThey propagate false news.خبرِ دروغ می‌گسترانند.
anomalyاستثنا و ناهنجاریThe result is an anomaly.آن نتیجه استثنایی است.
innocuousبی‌آزارIt was an innocuous question.سؤالی بی‌آزار بود.
surfeitزیاده‌رویA surfeit of sweets made him sick.زیاده‌رویِ شیرینی مریضش کرد.
milieuمحیطِ اجتماعیShe thrived in that milieu.در آن محیطِ اجتماعی شکوفا شد.
stridentگوش‌خراشHer strident voice cut through the noise.صدای گوش‌خراشش سروصدا را شکافت.
concomitantهمراه و توأمGrowth and its concomitant costs worry us.رشد و هزینه‌های همراهش نگرانمان می‌کند.
lassitudeبی‌رمقیA strange lassitude came over him.بی‌رمقیِ عجیبی به سراغش آمد.
deleteriousآسیب‌رسانSmoking is deleterious to health.سیگار برای سلامتی آسیب‌رسان است.
efficacyاثربخشیThey tested the drug's efficacy.اثربخشیِ دارو را سنجیدند.
dissentمخالفتOne judge voiced dissent.یک قاضی مخالفت کرد.
fermentجوش‌وخروشThe city was in a ferment.شهر در جوش‌وخروش بود.
attenuatedتضعیف‌شدهThe signal arrived attenuated.سیگنال تضعیف‌شده رسید.
arbiterداورِ نهاییHe became the arbiter of taste.داورِ نهاییِ سلیقه شد.
incumbentمتصدیِ فعلیThe incumbent lost the election.متصدیِ فعلی انتخابات را باخت.

قدمِ بعدی، مالِ توست.

هفتهٔ ۳۱ را در موکو تمرین کن، تا یادت بماند.

رایگان شروع کن
چند دقیقه طول می‌کشد، و رایگان است.