رفتن به محتوای اصلی

۱۱۰۰ واژه، هفتهٔ ۲۵
۲۰ کلمه با معنیِ فارسی و مثال.

کلمه‌های هفتهٔ ۲۵ ۱۱۰۰ واژه، هر کدام با معنیِ فارسی و یک جملهٔ نمونه با ترجمه. در اپِ موکو صدای هر کلمه را می‌شنوی، آن را با معنی‌اش جفت می‌کنی و از حافظه به یاد می‌آوری — و بعد مرورِ فاصله‌دار درست وقتی برش می‌گرداند که داری فراموشش می‌کنی.

کلمهمعنیمثال
awesomeحیرت‌انگیزThe canyon is an awesome sight.آن دره منظره‌ای حیرت‌انگیز است.
eruptionفورانThe eruption covered the town in ash.فوران شهر را زیرِ خاکستر برد.
punyریزه و ناچیزHis effort looks puny.تلاشش ناچیز به نظر می‌آید.
debrisآوارDebris filled the street.آوار خیابان را پر کرد.
dispersedپراکنده‌شدهThe crowd dispersed quickly.جمعیت زود پراکنده شد.
obliterateمحو کردنThe fire obliterated the records.آتش اسناد را محو کرد.
deplorableاسف‌بارThe conditions were deplorable.شرایط اسف‌بار بود.
initiateآغاز کردنThey initiated a new program.برنامه‌ای تازه آغاز کردند.
conflagrationآتش‌سوزیِ بزرگA conflagration destroyed the block.آتش‌سوزیِ بزرگی آن بلوک را نابود کرد.
rueافسوس خوردنYou will rue this day.افسوسِ این روز را خواهی خورد.
congenialدلپذیر و هم‌سنخWe found congenial company.همنشینیِ دلپذیری یافتیم.
hoardانبار و احتکار کردنHe hoards old newspapers.روزنامه‌های قدیمی را انبار می‌کند.
sageفرزانهThe old sage gave advice.آن فرزانهٔ پیر پند داد.
aegisچترِ حمایتIt runs under the aegis of the university.زیرِ چترِ حمایتِ دانشگاه اداره می‌شود.
detrimentزیانHe works to the detriment of his health.به زیانِ سلامتش کار می‌کند.
longevityطولِ عمرDiet affects longevity.خوراک بر طولِ عمر اثر می‌گذارد.
imbibeجذب کردنHe imbibed the local customs.آداب و رسومِ محلی را جذب کرد.
virileمردانه و پرتوانHe looked virile at seventy.در هفتادسالگی پرتوان به نظر می‌آمد.
senileفرتوتThe senile patient forgot our names.بیمارِ فرتوت نام‌هایمان را فراموش کرد.
dodderingلرزان از پیریA doddering old man crossed the road.پیرمردی لرزان از خیابان گذشت.

قدمِ بعدی، مالِ توست.

هفتهٔ ۲۵ را در موکو تمرین کن، تا یادت بماند.

رایگان شروع کن
چند دقیقه طول می‌کشد، و رایگان است.