رفتن به محتوای اصلی

۱۱۰۰ واژه، هفتهٔ ۲۳
۲۰ کلمه با معنیِ فارسی و مثال.

کلمه‌های هفتهٔ ۲۳ ۱۱۰۰ واژه، هر کدام با معنیِ فارسی و یک جملهٔ نمونه با ترجمه. در اپِ موکو صدای هر کلمه را می‌شنوی، آن را با معنی‌اش جفت می‌کنی و از حافظه به یاد می‌آوری — و بعد مرورِ فاصله‌دار درست وقتی برش می‌گرداند که داری فراموشش می‌کنی.

کلمهمعنیمثال
heterogeneousناهمگونThe class is heterogeneous.کلاس ناهمگون است.
gamutگسترهٔ کاملShe ran the gamut of emotions.گسترهٔ کاملِ احساس‌ها را از سر گذراند.
perspicaciousتیزبینHe is a perspicacious judge of people.در شناختِ آدم‌ها تیزبین است.
analogousقابلِ قیاسThe two cases are analogous.آن دو پرونده قابلِ قیاس‌اند.
maladjustedناسازگار با محیطHe felt maladjusted at school.در مدرسه خود را ناسازگار حس می‌کرد.
phenomenonپدیدهIt is a strange phenomenon.پدیده‌ای عجیب است.
mortalityمرگ‌ومیرInfant mortality fell.مرگ‌ومیرِ نوزادان کم شد.
decadeدههHe lived here for a decade.یک دهه اینجا زندگی کرد.
susceptibleمستعدِ تأثیرChildren are susceptible to colds.بچه‌ها مستعدِ سرماخوردگی‌اند.
neuroticروان‌رنجورHe is neurotic about germs.دربارهٔ میکروب روان‌رنجور است.
pedagogueمعلمِ سختگیرThe old pedagogue ruled by fear.آن معلمِ سختگیر با ترس اداره می‌کرد.
enunciateواضح ادا کردنEnunciate each word.هر کلمه را واضح ادا کن.
inordinateبیش از اندازهIt took an inordinate amount of time.وقتِ بیش از اندازه‌ای برد.
irascibleزودخشمHe is an irascible old man.پیرمردی زودخشم است.
introspectiveدرون‌نگرShe became introspective.درون‌نگر شد.
perpetuateپایدار نگه داشتنThat myth perpetuates fear.آن افسانه ترس را پایدار نگه می‌دارد.
mandateاختیارِ رسمیThe voters gave him a mandate.رأی‌دهندگان به او اختیارِ رسمی دادند.
compensatoryجبرانیThey paid a compensatory sum.مبلغی جبرانی پرداختند.
neutralizeخنثی کردنBaking soda neutralizes the acid.جوشِ‌شیرین اسید را خنثی می‌کند.
catastrophicفاجعه‌بارThe flood was catastrophic.سیل فاجعه‌بار بود.

قدمِ بعدی، مالِ توست.

هفتهٔ ۲۳ را در موکو تمرین کن، تا یادت بماند.

رایگان شروع کن
چند دقیقه طول می‌کشد، و رایگان است.