رفتن به محتوای اصلی

۱۱۰۰ واژه، هفتهٔ ۲
۲۰ کلمه با معنیِ فارسی و مثال.

کلمه‌های هفتهٔ ۲ ۱۱۰۰ واژه، هر کدام با معنیِ فارسی و یک جملهٔ نمونه با ترجمه. در اپِ موکو صدای هر کلمه را می‌شنوی، آن را با معنی‌اش جفت می‌کنی و از حافظه به یاد می‌آوری — و بعد مرورِ فاصله‌دار درست وقتی برش می‌گرداند که داری فراموشش می‌کنی.

کلمهمعنیمثال
laconicموجزHis answer was laconic.جوابش موجز بود.
throngانبوهِ جمعیتA throng filled the square.انبوهی از جمعیت میدان را پر کرد.
intrepidنترسAn intrepid climber reached the top.کوهنوردی نترس به قله رسید.
accostسرِ راهِ کسی را گرفتنA stranger accosted me.غریبه‌ای سرِ راهم را گرفت.
reticentتودارShe is reticent about her past.دربارهٔ گذشته‌اش تودار است.
furtiveدزدکیHe took a furtive look.نگاهی دزدکی انداخت.
felonتبهکارThe felon was sent to prison.تبهکار را به زندان فرستادند.
plethoraفراوانیِ بیش از اندازهThere is a plethora of choices.انتخاب بیش از اندازه زیاد است.
haplessبخت‌برگشتهThe hapless driver lost everything.رانندهٔ بخت‌برگشته همه‌چیز را از دست داد.
irateخشمگینAn irate customer called.مشتریِ خشمگینی زنگ زد.
pretextبهانهHe left on a pretext.به بهانه‌ای رفت.
fabricateسرِ هم کردنHe fabricated the whole story.کلِ داستان را سرِ هم کرد.
adroitچیره‌دستShe is an adroit negotiator.مذاکره‌کننده‌ای چیره‌دست است.
gesticulateبا دست اشاره کردنHe gesticulated as he spoke.حین حرف زدن با دست اشاره می‌کرد.
vigilantهوشیارStay vigilant at night.شب هوشیار بمان.
avidپرشورShe is an avid reader.خوانندهٔ پرشوری است.
cajoleبا زبان‌بازی راضی کردنHe cajoled me into going.با زبان‌بازی راضی‌ام کرد بروم.
rudimentaryابتداییMy German is rudimentary.آلمانی‌ام ابتدایی است.
enhanceبهتر کردنGood light enhances the photo.نورِ خوب عکس را بهتر می‌کند.
nuanceتفاوتِ ریزYou missed the nuance.آن تفاوتِ ریز را ندیدی.

قدمِ بعدی، مالِ توست.

هفتهٔ ۲ را در موکو تمرین کن، تا یادت بماند.

رایگان شروع کن
چند دقیقه طول می‌کشد، و رایگان است.