رفتن به محتوای اصلی

۱۱۰۰ واژه، هفتهٔ ۱
۲۰ کلمه با معنیِ فارسی و مثال.

کلمه‌های هفتهٔ ۱ ۱۱۰۰ واژه، هر کدام با معنیِ فارسی و یک جملهٔ نمونه با ترجمه. در اپِ موکو صدای هر کلمه را می‌شنوی، آن را با معنی‌اش جفت می‌کنی و از حافظه به یاد می‌آوری — و بعد مرورِ فاصله‌دار درست وقتی برش می‌گرداند که داری فراموشش می‌کنی.

کلمهمعنیمثال
voraciousسیری‌ناپذیرHe has a voracious appetite.اشتهای سیری‌ناپذیری دارد.
indiscriminateبی‌گزینشHer reading is indiscriminate.خواندنش بی‌گزینش است.
eminentسرشناسAn eminent doctor spoke tonight.امشب پزشکی سرشناس سخن گفت.
steepedغرقِ چیزیThe town is steeped in history.این شهر غرقِ تاریخ است.
repleteلبریزThe report is replete with errors.گزارش لبریز از اشتباه است.
aboundفراوان بودنFish abound in this river.ماهی در این رود فراوان است.
technologyفناوریNew technology changed the job.فناوریِ تازه کار را عوض کرد.
prognosticateپیش‌بینی کردنNo one can prognosticate the result.هیچ‌کس نمی‌تواند نتیجه را پیش‌بینی کند.
automatonآدمِ ماشینیHe works like an automaton.مثلِ آدمی ماشینی کار می‌کند.
matronبانوی باوقارA matron greeted us at the door.بانویی باوقار دمِ در به ما خوشامد گفت.
paradoxتناقض‌نماIt sounds like a paradox.مثلِ یک تناقض‌نما به گوش می‌آید.
realmقلمروThat is outside my realm.آن بیرون از قلمروِ من است.
annalsتاریخچهHis name is in the annals of the club.نامش در تاریخچهٔ باشگاه هست.
compoundپیچیده‌تر کردنLying compounded the problem.دروغ گفتن مشکل را پیچیده‌تر کرد.
tingeته‌رنگThere was a tinge of red in the sky.ته‌رنگی از سرخی در آسمان بود.
badgerذله کردنDon't badger me with questions.با سؤال ذله‌ام نکن.
imploreالتماس کردنI implore you to stay.التماس می‌کنم بمان.
drudgeryکارِ یکنواخت و طاقت‌فرساThe job is pure drudgery.این کار سراسر یکنواخت و طاقت‌فرساست.
interminableبی‌پایانThe meeting was interminable.جلسه بی‌پایان بود.
perceiveدریافتنI perceive a change in her.تغییری در او درمی‌یابم.

قدمِ بعدی، مالِ توست.

هفتهٔ ۱ را در موکو تمرین کن، تا یادت بماند.

رایگان شروع کن
چند دقیقه طول می‌کشد، و رایگان است.