رفتن به محتوای اصلی

۱۱۰۰ واژه، هفتهٔ ۱۹
۲۰ کلمه با معنیِ فارسی و مثال.

کلمه‌های هفتهٔ ۱۹ ۱۱۰۰ واژه، هر کدام با معنیِ فارسی و یک جملهٔ نمونه با ترجمه. در اپِ موکو صدای هر کلمه را می‌شنوی، آن را با معنی‌اش جفت می‌کنی و از حافظه به یاد می‌آوری — و بعد مرورِ فاصله‌دار درست وقتی برش می‌گرداند که داری فراموشش می‌کنی.

کلمهمعنیمثال
megalomaniaجنونِ بزرگیHis megalomania destroyed the team.جنونِ بزرگی‌اش تیم را نابود کرد.
profligateولخرج و بی‌بندوبارHe was profligate with money.با پول ولخرج بود.
strifeکشمکشThe city saw years of strife.شهر سال‌ها کشمکش دید.
legionانبوهHis fans are legion.هوادارانش انبوه‌اند.
coupکودتاThe coup failed.کودتا شکست خورد.
amnestyعفوِ عمومیThe government offered amnesty.دولت عفوِ عمومی داد.
expatriateمهاجرِ مقیمِ خارجShe is an expatriate in Berlin.مهاجری مقیمِ برلین است.
exonerateتبرئه کردنThe court exonerated him.دادگاه تبرئه‌اش کرد.
fiatفرمانThe rule came by fiat.آن قاعده با فرمان آمد.
mendaciousدروغ‌پردازHe gave a mendacious answer.جوابی دروغ‌پردازانه داد.
parsimoniousخسیسHe is parsimonious with praise.در تعریف کردن خسیس است.
pecuniaryمالیHe had no pecuniary interest.هیچ نفعِ مالی نداشت.
dismantleاز هم باز کردنThey dismantled the machine.ماشین را از هم باز کردند.
sumptuousمجللWe had a sumptuous dinner.شامی مجلل خوردیم.
underwriteضمانتِ مالی کردنBanks underwrite most loans.بانک‌ها بیشترِ وام‌ها را ضمانت می‌کنند.
restrictiveمحدودکنندهThe rules are too restrictive.قواعد زیادی محدودکننده‌اند.
balkجا زدنHe balked at the price.سرِ قیمت جا زد.
bluntرکShe gave a blunt answer.جوابی رک داد.
nostalgiaدلتنگیِ گذشتهThe song filled him with nostalgia.آن ترانه دلتنگِ گذشته‌اش کرد.
rifeشایع و فراوانThe town is rife with rumor.شهر پر از شایعه است.

قدمِ بعدی، مالِ توست.

هفتهٔ ۱۹ را در موکو تمرین کن، تا یادت بماند.

رایگان شروع کن
چند دقیقه طول می‌کشد، و رایگان است.