رفتن به محتوای اصلی

۱۱۰۰ واژه، هفتهٔ ۱۸
۲۰ کلمه با معنیِ فارسی و مثال.

کلمه‌های هفتهٔ ۱۸ ۱۱۰۰ واژه، هر کدام با معنیِ فارسی و یک جملهٔ نمونه با ترجمه. در اپِ موکو صدای هر کلمه را می‌شنوی، آن را با معنی‌اش جفت می‌کنی و از حافظه به یاد می‌آوری — و بعد مرورِ فاصله‌دار درست وقتی برش می‌گرداند که داری فراموشش می‌کنی.

کلمهمعنیمثال
abortiveنافرجامIt was an abortive attempt.تلاشی نافرجام بود.
modifyکمی تغییر دادنWe modified the design.طرح را کمی تغییر دادیم.
accommodateجا دادنThe hall accommodates three hundred people.سالن سیصد نفر را جا می‌دهد.
spontaneousخودجوشIt was a spontaneous decision.تصمیمی خودجوش بود.
innateذاتیShe has an innate sense of rhythm.حسِ ذاتیِ ریتم دارد.
veneerروکشِ ظاهریHis politeness is a thin veneer.ادبش روکشی نازک است.
myriadبی‌شمارThere are myriad reasons.دلایلِ بی‌شماری هست.
urbaneخوش‌برخورد و جهان‌دیدهHe is an urbane host.میزبانی خوش‌برخورد و جهان‌دیده است.
craveسخت هوس کردنI crave a cold drink.سخت هوسِ نوشیدنیِ خنک کرده‌ام.
irrelevantبی‌ربطThat point is irrelevant.آن نکته بی‌ربط است.
deemدانستن و پنداشتنWe deem it necessary.آن را لازم می‌دانیم.
inherentنهفته در ذاتِ چیزیThere is a risk inherent in the job.خطری در ذاتِ این کار نهفته است.
buffعلاقه‌مندِ پروپاقرصHe is a history buff.علاقه‌مندِ پروپاقرصِ تاریخ است.
rompجست‌وخیزِ پرسروصداThe kids romped in the yard.بچه‌ها در حیاط جست‌وخیز کردند.
latentبروزنکردهHe has a latent talent.استعدادی بروزنکرده دارد.
tortuousپرپیچ‌وخمWe took a tortuous road.جاده‌ای پرپیچ‌وخم رفتیم.
itinerantدوره‌گردHe was an itinerant teacher.معلمی دوره‌گرد بود.
peregrinationسفرِ دور و درازHis peregrination lasted a year.سفرِ دور و درازش یک سال طول کشید.
conjugalزناشوییThey share conjugal duties.وظایفِ زناشویی را تقسیم می‌کنند.
barometerسنجهSales are a barometer of trust.فروش سنجهٔ اعتماد است.

قدمِ بعدی، مالِ توست.

هفتهٔ ۱۸ را در موکو تمرین کن، تا یادت بماند.

رایگان شروع کن
چند دقیقه طول می‌کشد، و رایگان است.