رفتن به محتوای اصلی

۱۱۰۰ واژه، هفتهٔ ۱۶
۲۰ کلمه با معنیِ فارسی و مثال.

کلمه‌های هفتهٔ ۱۶ ۱۱۰۰ واژه، هر کدام با معنیِ فارسی و یک جملهٔ نمونه با ترجمه. در اپِ موکو صدای هر کلمه را می‌شنوی، آن را با معنی‌اش جفت می‌کنی و از حافظه به یاد می‌آوری — و بعد مرورِ فاصله‌دار درست وقتی برش می‌گرداند که داری فراموشش می‌کنی.

کلمهمعنیمثال
indigenousبومیThe plant is indigenous to Iran.این گیاه بومیِ ایران است.
gregariousاجتماعی و خون‌گرمHe is a gregarious host.میزبانی اجتماعی و خون‌گرم است.
habitatزیستگاهThe forest is their habitat.جنگل زیستگاهشان است.
cursoryگذراHe gave it a cursory glance.نگاهی گذرا به آن انداخت.
interloperمزاحمِ ناخواندهThey treated me like an interloper.مثلِ مزاحمی ناخوانده با من رفتار کردند.
prolificپرکار و پربارShe is a prolific writer.نویسنده‌ای پرکار است.
bulwarkسنگر و پشتوانهThe law is a bulwark against abuse.قانون سنگری در برابرِ سوءاستفاده است.
sedentaryکم‌تحرکA sedentary job is bad for the back.کارِ کم‌تحرک برای کمر بد است.
frugalصرفه‌جوThey live a frugal life.زندگی‌ای صرفه‌جویانه دارند.
antithesisنقطهٔ مقابلHe is the antithesis of his brother.نقطهٔ مقابلِ برادرش است.
altruisticنوع‌دوستHer motives were altruistic.انگیزه‌هایش نوع‌دوستانه بود.
embellishآب‌وتاب دادنHe embellished the story.به داستان آب‌وتاب داد.
cacheانبارِ پنهانThey found a cache of weapons.انبارِ پنهانی از اسلحه پیدا کردند.
coterieحلقهٔ کوچکِ خودیA coterie of friends runs the club.حلقهٔ کوچکی از دوستان باشگاه را می‌گرداند.
cupidityآزHis cupidity ruined him.آزش نابودش کرد.
virtuosityچیرگیِ هنریHer virtuosity amazed us.چیرگیِ هنری‌اش شگفت‌زده‌مان کرد.
temerityگستاخیHe had the temerity to argue.گستاخیِ بحث کردن را داشت.
amorousعاشقانهHe sent an amorous letter.نامه‌ای عاشقانه فرستاد.
progenyفرزندان و نسلHis progeny still live here.نسلش هنوز اینجا زندگی می‌کند.
saturateاشباع کردنRain saturated the soil.باران خاک را اشباع کرد.

قدمِ بعدی، مالِ توست.

هفتهٔ ۱۶ را در موکو تمرین کن، تا یادت بماند.

رایگان شروع کن
چند دقیقه طول می‌کشد، و رایگان است.